اثیره

داستان های کوتاه و دست نوشته های نویسنده

تبلیغات تبلیغات

آبان

زنی را می شناسم باور داشت مهربانی تمام نمی شود واگر می پرسیدی او به تو می گفت برای امید دادن پول نمی خواهد فقط او را ببین واقعا ببینی و بی ذکر کلامی بگویی ؛من همه جا باتو بوده ام .باتوام دنیا این گونه بهتر می شود. نه با سخنرانی های بزرگ خواندن کتاب های قطور نه با تیتر خیری. بلکه در لحظه های ارام میان آدم های معمولی که تصمیم می گیرند مراقب هم باشند. مهربانی تمام نمی شود فقط منتظر می ماند...تا کسی شجاع پیداشود و دوباره آغازش کند.
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

پیوندها